ICS چگونه بوجود آمد

در سال۱۹۷۰ آتش سوزی شدیدی در جنگل های کالیفرنیا به وقوع پیوست که در این آتش سوزی عظیم، بیش از ۶۰۰۰۰۰ هکتار جنگل و ۷۲۲ تاسیسات ساختمانی طی ۱۳ روز از بین رفت و ۱۶ نفر  در این سانحه جان باختند. سیستم آتش نشانی کالیفرنیا که تا به حال با بحرانی در این سطح مواجه نشده بود دچار مشکلات متعددی برای کنترل و پاسخگویی به این حادثه عظیم گردید.

اکثر وسایل ارتباطی رادیویی دارای یک فرکانس بودند و تداخل امواج آن ها مکررا اتفاق می افتاد و موجب ارسال و دریافت پیام های نادرست می شد.  فرماندهی هر یک از گروه ها امکان برقراری تماس با واحدهای تابعه را نداشت و اکثر واحدها به صورت خود- محور به انجام مسئولیت می پرداختند. مهمتر از همه این که به علت عدم ارتباط بین سازمانی گروه ها از برنامه ها و استراتژی های یکدیگر مطلع نبودند که این امر موجب انجام کارهای موازی و گاه متضاد می گردید.

به علت بروز آتش سوزی وجود دود و شرایط بد جوی همراه با نبود اطلاعات کافی امکان پیش بینی موقعیت حتی برای یک ساعت بعد هم مشکل بود.  هیچکس مطلع نبود که آتش به چه سمتی در حال گسترش است. چند خانه در معرض خطر هستند و چه تعدادی از مردم منطقه باید خانه های خود را تخلیه کنند.

بر اساس تحلیلی که در سال ۱۹۷۱ بر روی این تجربه صورت گرفت مشکلات ایجاد شده در شش گروه عمده طبقه بندی شد که عبارتند از:

  • نبود سازماندهی مشترک
  • ضعف ارتباطات درون و برون سازمانی
  • نبود برنامه ریزی مشترک
  • نبود اطلاعات معتبر و به موقع در مورد حادثه
  • مدیریت ناکافی منابع
  • محدودیت در پیش بینی

نتایج این ارزیابی باعث شد تا در دهه ۱۹۸۰ طی یک همکاری بین سازمانی یک سامانه سازماندهی مشترک برای استفاده در سیستم آتش نشانی  هم در پاسخ به حوادث بسیار بزرگ و هم در فعالیت های روزمره کوچکتر تهیه گردد.

ا دولت آمریکا نیز جهت پاسخگویی مناسب به این حادثه و کم نمودن خسارات ناشی از آن و مدیریت صحیح عملیات سیستم فرماندهی مواقع اضطراری را تدوین و ارائه نمود.

این برنامه که به عنوان FIRESCOPE شناخته می شود توسط سیستم ملی مدیریت بین سازمانی حوادثNational Interagency Incident Management System تهیه و به عنوان استانداردی به تمامی مراکز آتش نشانی در ایالات متحده ابلاغ گردید.
FIRESCOPE (Firefighting Resources of California Organized for Potential Emergencies)
که به معنی” منابع آتش نشانی کالیفرنیا برا ی مقابله با حوادث و بحران های بالقوه” است. این سیستم بعدها سیستم فرماندهی حوادث incident command system  یا ICS نام گرفت و توسط تمامی مراکز آتش نشانی کالیفرنیا به کار گرفته شد.

این سامانه رفته رفته برای مدیریت بحران و آتش سوزی های سریعا در حال گسترش طراحی گردید. این اشکالات شامل موارد متنوعی بشرح زیر می شد:
– تعداد افراد بیشماری که به یک ناظر یا سرپرست گزارش می نمایند
– ساختار های متفاوت سازمانی مقابله در شرایط بحرانی
– خلاء اطلاعات قابل اتکا از حوادث
– ارتباطات ناسازگار و ناکافی
– خلاء ساختاری برای برنامه ریزی هماهنگ و جامع بین موسسات و ادارات متنوع
– ضمانت اجرایی نامشخص و نا مطمئن

دلیل تعلل و عدم واکنش بموقع نیروهای عمل کننده خصوصا پلیس فدرال و سازمان آتش نشانی کالیفرنیای جنوبی در جلسه ای که بمنظور ارزیابی عملکرد واکنش اضطراری تشکیل شد مورد ارزیابی قرار گرفت و کلیه اعضاء تصمیم گرفتند که سامانه ای را که دارای سادگی بوده و قابلیت استفاده در ادارات با عملکردهای کاملا متفاوت در سطوح مختلف آن را داشته باشد را طراحی نموده و بکارگیری نمایند.طی گذر زمان و با کسب تجربیات ذیقیمت در حوادث متنوع بتدریج ساختار سامانه فرماندهی حادثه تکامل یافت وقسمتهای جدیدی که در ساختار در نظر گرفته نشده بود و مدیریت عملیات ثابت کرده است که این بخش ها مورد نیازمی باشد بتدریج به این سامانه اضافه شده و از شکل چهارقسمتی خود به شکل هشت قسمتی درآمد و به سه قطب:

۱-     فرماندهی،
۲-      پرسنل فرماندهی
۳-      و پرسنل ارشد
و واحدی مجزا تحت عنوان واحد امنیت که در برخی ساختارها با واحد ایمنی ترکیب شده است تقسیم گردید که در جای خود به آن ها خواهیم پرداخت.لازم به توضیح است که بخش های اصلی سامانه فرماندهی حادثه به فراخور نیاز خود واستاندارد های مربوطه دارای واحد هایی است و هر بخش دارای دو جانشین می باشد (جانشین۱ و جانشین ۲) که در صورت تاخیر در انجام اقدامات، توسط مسئول مافوق یا فقدان مسول بالاتر جانشین ها انجام فعالیت ها را پی گیری خواهند نمود.

بکارگیری این سامانه در سایر فعالیت های بغیر از مقابله در حال بررسی و گذراندن مراحل تکمیلی خود می باشد.